ذریرة. [ ذُ رَ رَ ] (اِخ ) بیرونی در الجماهر آورده است : ان ّ المعتضد کان امر بعمارة البحیرة و تحفیفها بالریاض و انفق علی الابنیة ستین الف دینار و کان یخلو فیها مع جواریه و له فیما بینهن ّ حظیة تسمی ذریره فقال البسامی :ترک الناس بحیره و تخلی فی البحیره ............و بلغ المعتضد ذلک فلم یظهر لاحد انه سمعه و امر بتخریب ما استعمره منها. رجوع به الجماهر فی معرفة الجواهر ابوریحان بیرونی چ حیدرآباد ص 61...
(ذَ رَ یا رِ ) [ ع . ذریرة ] (اِ. ) ۱ - داروی خشک ، ذرور. ۲ - نوعی بوی خوش ، عطر. ۳ - گل شیپوری ایتالیایی .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - داروی خشک ذرور . ۲ - نوعی بوی خوش عطر ذرور . ۳ - گل شیپوری ایتالیایی .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ذَریره: ماده ای خوش بو است. برخی ذریره را به هر ماده معطر ساییده شده اطلاق کرده اند؛ در مقابل برخی ذریره را علم برای ماده ای خوشبو دانسته اند. عنوان یاد شده در باب طهارت به کار رفته است.در اینکه ذریره معنای وصفی دارد یا اسمی، و در فرض دوم، اسم چه ماده ای است، اقوال مختلف است. ← قول اولخوش بو کردن کفن با ذریره و نیز پاشیدن آن بر روی پنبه ای که در شرمگاه میّت (قُبُل و دُبُر) نهاده می شود؛...