کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ذبح-کردن | کلماتور
معنی کلمه : ذبح کردن
تلفظ بین المللی :
/zˈebh kˈardan/
تلفظ :
[z'ebh k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پرواری کردن و ذبح کردن
ذبح
ذبح اسلامی
ذبح اسماعیل
ذبح انعام
ذبح اکبر
ذبح حضرت اسماعیل
ذبح در جاهلیت
ذبح شرعی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
kill (فعل)کشتن، بقتل رساندن، ذبح کردن، ادمکشی کردنslay (فعل)بقتل رساندن، ذبح کردن، ادمکشی کردن، کشتار کردن، با خشونت کشتنsacrifice (فعل)فدا کردن، ذبح کردن، قربانی دادن...
کلمات مرتبط
پرواری کردن و ذبح کردن
ذبح
ذبح اسلامی
ذبح اسماعیل
ذبح انعام
ذبح اکبر
ذبح حضرت اسماعیل
ذبح در جاهلیت
ذبح شرعی
نظرات