دیگر. [ گ َ ] ( ص ، اِ ) صفت مبهم شخص یا شیئی که قبلاً بیان کرده اند. مخفف آن دگر است که بیان میکند شخص یا چیزی را علاوه بر شخص و چیزی که پیش بیان کرده اند. این کلمه هنگامی که صفت باشد گاه مانند دیگر صفتها موصوف آن حذف و «دیگر» جانشین آن میشود و علامت جمع موصوف بدان می پیوندد:اشخا...
فرهنگ عمید
۱. جز، غیر، بیگانه، شخصی یا چیزی غیر از آن که یا آنچه قبلاً دیده یا گفته شده، مثل کس دیگر، روز دیگر، سال دیگر. ۲. (قید ) باز و مجدد.
فرهنگ معین
(گَ ) ۱ - (ق . ) علاوه بر این ، باز. ۲ - (ص . ) شخص یا چیزی علاوه بر شخص و چیزی که پیشتر بیان کرده اند، غیر.
فرهنگ فارسی
دگر، بیگانه، با ومجددوجز، باردیگر، دوباره۱ - ( صفت ) شخص یا چیزی علاوه بر شخص یا چیزی که پیشتر بیان کرده اند غیر : اسب دیگر بیاوردند . ۲ - علاوه برین زیاده باز : [[ دیگر گفت ... ]] . ۳ - جانشین علامت عدد ترتیبی : دو دیگر ( دوم ) سه دیگر ( سوم ) . ۴ - ( اسم ) گاه صفت بجای موصوف ( اسم ) قرار گیرد اشخاص دیگر ( جمع دیگران ) . امور دیگر اشیای دیگر ( جمع دیگرها ) ( دگرها : کنون رزم رستم و سهراب شنو دگره...
گویش اصفهانی
تکیه ای: abi طاری: ebi طامه ای: abi طرقی: ibi کشه ای: ebi نطنزی: abi