معانی کلمه : دیوی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
۱ - دیو بودن . ۲ - همچون دیو رفتار کردن روش دیوان .
دانشنامه عمومی
دیوی (دهانه). دیوی (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۷ دهانه اقماری دارد.
این دهانه ۷ دهانه اقماری دارد.
wiki: دیوی (دهانه)
مترادف و متضاد
demoniac (صفت)
دیوانه وار، شیطانی، دیوسان، دیوی
demoniacal (صفت)
دیوانه وار، شیطانی، دیوسان، دیوی
