کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دیوپا-ی | کلماتور
معانی کلمه : دیوپا ی
تلفظ بین المللی :
/dˌijupˈɑje/
تلفظ :
[d,ijup'Aje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
الاینده های الی دیرپا
دوپا ی
یواس اس دیرپا
یواس ان اس دیرپا
خوراک دوا یا شربت
نرخ معین یا تعیین کردن میان یا وسط دعوا
یکی کمه دوتا غمه سه تا که شد خاطر جمعه
اشپز که دوتا شد اش یا شور می شود یا بی نمک
دوتا یکى کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیوپای. [ وْ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) دیوپا. رجوع به دیوپا شود.
فرهنگ فارسی
( دیوپا ی )
۱ - ( صفت ) آنکه دارای پایی مانند پای دیو است . ۲ - ( اسم ) عنکبوت بزرگ که پاهایی بزرگ و بلند دارد . ۳ - انده قوقو حند قوقی شبدر .
کلمات مرتبط
الاینده های الی دیرپا
دوپا ی
یواس اس دیرپا
یواس ان اس دیرپا
خوراک دوا یا شربت
نرخ معین یا تعیین کردن میان یا وسط دعوا
یکی کمه دوتا غمه سه تا که شد خاطر جمعه
اشپز که دوتا شد اش یا شور می شود یا بی نمک
دوتا یکى کردن
نظرات