کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دیودلی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : دیودلی کردن
تلفظ بین المللی :
/divdˈeli kˈardan/
تلفظ :
[divd'eli k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دیدنی کردن
نمک زدن و دودی کردن
نمک زدن و دودی کردن ماهیان
دودی کردن
دودی کردن سرد
دودی کردن گرم
دیودلی
دیو دلی
دیوالی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیودلی کردن.[ وْ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دلیری کردن :
دیودلی میکنند بر سر خاتم
خاتم جمشید داشتن نه گزافست.
خاقانی.
بکنم دیودلی هابسفر
تا سلیمان شوم ان شأاﷲ.
خاقانی.
گنبد آبگینه گون نیست فرشته خوی و رو
سنگ بر آبگینه زن دیودلی کن ای پری.
خاقانی.
فرهنگ فارسی
دلیری کردن .
کلمات مرتبط
دیدنی کردن
نمک زدن و دودی کردن
نمک زدن و دودی کردن ماهیان
دودی کردن
دودی کردن سرد
دودی کردن گرم
دیودلی
دیو دلی
دیوالی
نظرات