دینی . (اِخ ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه با 146 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
دینی. ( ص نسبی ) منسوب به دین و آیین. مربوط به دین. || دیندار. مرد متدین. دینور : گفت دینی را که این دینار بودکاین فژاگن موش را پروار بود.رودکی.وگر گفت دین...
دانشنامه آزاد فارسی
دیْنیْ (Digne)مرکز ولایت فرانسوی آلپ ـ دو ـ اوت ـ پرووانس، در درّه بِلِئون، با ۱۷,۴۰۰ نفر جمعیت (۱۹۹۰). عطر و میوه تولید می کند. یک کلیسای جامع (قرون ۱۵ـ۱۹) و کلیسایی به سبک رمانِسک دارد. چشمههای گوگردی آن در ۳کیلومتری شرق واقع شده اند.wikijoo: دینی...
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به دین مربوط به دین . ۲ - مرد دین متدین دانای دینی ( مرزباننامه ) .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی دِیَنِی: دینممعنی أُمَّتُکُمْ: امّت شما - دین شما (اصل در این کلمه قصد کردن است لذا به گروهی از مردم اطلاق می شود که قصد و هدف مشترکی داشته باشند یا طریقه و دینی که مقصود باشد )معنی خُرْطُومِ: بینی فیل وخوک (اطلاق خرطوم بر بینی آن شخص کافر ، با اینکه خرطوم تنها بینی فیل و خوک است ، در حقیقت نوعی توبیخ و ملامت است ، و در این آیه تهدیدی است به آن شخص ، به خاطر عداوت شدیدی که با خد...