دیندار. ( نف مرکب ) دارنده دین. صاحب دین و ملة. ( از آنندراج ). متدین. گرویده : سغد، ناحیتی است... با مردمان نرم دیندار. ( حدود العالم ).که سالی خراجی نخواهد ز پیش ز دیندار بیدار و از مرد کیش.فردوسی.چنین بود رسم نیاکان توسر افراز و دیندار پاکان تو.فردوسی.سخن از مردم دیندار شنو و آن راکه ندارد دین منگر سوی دینارش.ناصرخسرو.مانده ست چو من درین زمین حیران هر زاهد و عابدی و دینداری.ناصرخسرو.و این ولایت...
فرهنگ عمید
۱. دارای دین و آیین. ۲. کسی که به قوانین و قواعد دین و مذهب عمل کند، متدّین.
فرهنگ معین
(ص فا. ) ۱ - کسی که دارای دین و آیینی باشد، متدین . ۲ - متدین به دین اسلام . ۳ - متقی ، با تقوی .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - کسی که دارای دین و آیینی باشد متدین . ۲ - متدین بدین اسلام . ۳ - متقی با تقوی .
دانشنامه عمومی
دین دار در فرهنگ واژه به کسی می گویند که صاحب دین و ملة است.
اسم: دین دار (پسر) (فارسی، عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: din dār) (فارسی: ديندار) (انگلیسی: din dar) معنی: کسی که دارای دین و آیینی باشد، متدین، متدین بدین اسلام، متقی، با تقوی، آن که به مبانی دینی اعتقاد دارد و به دستورهای آن عمل می کند