معانی کلمه : دیمی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(دِ ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) ۱ - غله ای که فقط با آب باران نمو کرده باشد. ۲ - (عا. ) بی مطالعه ، الکی ، خود بار آمده .
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به دیم . ۱ - غلهای است که از آب باران عمل آمده باشد آبیاری نشده . ۲ - بی مطالعه الکی .
مترادف و متضاد
homebred (صفت)
طبیعی، خانگی، دیمی
