دیل . (اِخ ) موضعی است به بلاد فزارة. (از تاج العروس ).
دئل . [ دُ ءِ ] (اِخ ) ابن ملحم بن غالب پدر قبیله ای است در قبیله ٔ هون بن خزیمة. (منتهی الارب ).
دئل . [ دُ ءِ / ءَ ] (ع اِ) شغال . دألان . || جانوری است چون راسو. (من...
فرهنگ فارسی
( اسم ) دل قلب . موضعی است ببلاد فزاره .
دانشنامه عمومی
زبان
دیل نام جاهای جغرافیایی زیر است:دیل، از مکان های فرعی در سرزمین میانه در رشته افسانه های تالکین.دیل (روستا)، روستایی در شهرستان گچساران استان کهکیلویه و بویراحمد ایران.کوه دیل، منطقه ای حفاظت شده در استان کهکیلویه و بویراحمد ایران.wiki: کهگیلویه و بویراحمد ایران است، روستای دیل از چند قسمت تشکیل شده که شامل:ده بی بی کریمه، ده مشایخ، ده برج، تیتلک، بنگرون دون، ده تکیه، پای کوه تشکیل شده ...