کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دیر-سوز | کلماتور
معانی کلمه : دیر سوز
تلفظ بین المللی :
/dˈir sˈuːz/
تلفظ :
[d'iR s'u:z]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تل سوزو دیر
دیر ساز
سوز بی در دوز
نان سوزن دار
سوزش دار
خط هم پوش سوزن دار
سوزن نگیندار بینی
اتش سوزی اتوبوس در المان
اتش سوزی اردوگاه پناهجویان سوری در لبنان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیرسوز. ( نف مرکب ) مقابل زودسوز. که زود به آتش تباه نشود. آنکه آتش آن مدتی مدید ماند: هیزم طاغ دیرسوز است. چوب بیددیر سوز است. چوب سنجد دیرسوز است. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
مقابل زود سوز . که زود به آتش تباه نشود .
کلمات مرتبط
تل سوزو دیر
دیر ساز
سوز بی در دوز
نان سوزن دار
سوزش دار
خط هم پوش سوزن دار
سوزن نگیندار بینی
اتش سوزی اتوبوس در المان
اتش سوزی اردوگاه پناهجویان سوری در لبنان
نظرات