کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دیر-انجام | کلماتور
معانی کلمه : دیر انجام
تلفظ بین المللی :
/dˈir ˈaːndʒˈɑm/
تلفظ :
[d'iR 'a:ndZ'Am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
افراط در انجام وظیفه
در خفا انجام دادن
در پی انجام خواهش های نفس
قصور در انجام امری
انجام یک سال در میان کاری
در حال انجام
شکست در انجام نقشه
در انجام
انچه در سایه ها انجام می دهیم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیرانجام. [ اَ ] ( ص مرکب ) که دیر پایان پذیرد. که پایان گرفتنش زمان دراز گیرد.
فرهنگ فارسی
که دیر پایان پذیرد .
کلمات مرتبط
افراط در انجام وظیفه
در خفا انجام دادن
در پی انجام خواهش های نفس
قصور در انجام امری
انجام یک سال در میان کاری
در حال انجام
شکست در انجام نقشه
در انجام
انچه در سایه ها انجام می دهیم
نظرات