کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دیدن-کردن-از | کلماتور
معنی کلمه : دیدن کردن از
تلفظ بین المللی :
/dˈidan kˈardan ˈaz/
تلفظ :
[d'idan k'aRdan 'az]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از دیدن محروم کردن
اتفاقا دیدن کردن
دیدنی کردن
دیده ور کردن
پیش دید کردن
تغییر دادن یا تصحیح کردن
تمیز کردن سر و صورت دادن به
حرارت زیاد دادن و بعد سرد کردن
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
visit
(فعل)
سر زدن، خدمت کسی رسیدن، ملاقات کردن، عیادت کردن، دیدن کردن از، زیارت کردن، دید و بازدید کردن
کلمات مرتبط
از دیدن محروم کردن
اتفاقا دیدن کردن
دیدنی کردن
دیده ور کردن
پیش دید کردن
تغییر دادن یا تصحیح کردن
تمیز کردن سر و صورت دادن به
حرارت زیاد دادن و بعد سرد کردن
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
نظرات