کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دیدار-گشتن | کلماتور
معانی کلمه : دیدار گشتن
تلفظ بین المللی :
/dˈidɑr ɡˈaʃtan/
تلفظ :
[d'idAR g'aStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بیدار گشتن
به در گفتن که یا تا دیوار بشنود
دار فانی را وداع گفتن
دار فانی را وداع کردن یا گفتن
قارچ های گشن لایه دار
دیدار
دیدار افتادن
دیدار امدن
دیدار خواستن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیدار گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) مرئی شدن. ( یادداشت مؤلف ). پدیدار شدن :
ببزم و به نخجیر بر کوه و دشت
چنین تا بژی برز دیدار گشت.
اسدی ( گرشاسب نامه ص 348 ).
فرهنگ فارسی
مرئی شدن . پدیدار شدن .
کلمات مرتبط
بیدار گشتن
به در گفتن که یا تا دیوار بشنود
دار فانی را وداع گفتن
دار فانی را وداع کردن یا گفتن
قارچ های گشن لایه دار
دیدار
دیدار افتادن
دیدار امدن
دیدار خواستن
نظرات