دیباجی . (اِخ ) ابوالطیب محمدبن جعفربن المهلب . نسبت وی منسوب به صنعت دیباج است . (از تاج العروس ).
دیباجی . (اِخ ) شاعری باستانی است و یک بیت از شعر او در لغت نامه ٔ اسدی به شاهد آمده است . (یادداشت مؤلف ):بسی خسرو نامور پیش از اوشدستند زی بندر شاریان . دیباجی .رج...
فرهنگ عمید
۱. دیباگر، دیباباف. ۲. دیبافروش.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به دیباج . ۱ - آنکه دیبا و حریر بافد . ۲ - آنچه که از دیبا و حریر بافته شده باشد .