Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیبا

تلفظ بین المللی : /dibˈɑ/ تلفظ :‌ [dib'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • دیبا باف
  • دیبا سلب
  • دیبا فروش
  • دیبا فشان
  • دیبا فشانی
  • دیبا پوش
  • دیبا پوشش
  • دیبا گری
  • دیبا زاهدی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دیبا. ( اِ ) قماشی باشد از حریر الوان. ( برهان ). قماشی است ابریشمین در نهایت نفاست. ( برهان ذیل طراز ). و دیبه حریر نیک و دیباج معرب آن است. ( انجمن آرا ). حریر نیک. ( آنندراج ). نوعی از جامه ابریشمی و منقش باشد. ( غیاث ) ( آنندراج ). جامه ابریشمین ،دیباه و دیبه نیز گویندش. تعریبش دیباج و تازیش حریربود. ( شرفنامه منیری ). در معیار آمده است که دیباج معرب دیبا است وادی شیر نیز بر همین رأی رفته و گ...

فرهنگ عمید

نوعی پارچۀ ابریشمی؛ پارچۀ ابریشمی رنگین.
⟨ دیبای مشجر: [قدیمی] دیبایی که بر آن نقش درخت باشد.

نوعی پارچۀ ابریشمی، پارچۀ ابریشمی رنگین.
* دیبای مشجر: [قدیمی] دیبایی که بر آن نقش درخت باشد.

فرهنگ معین

[ په . ] (اِ. ) پارچة ابریشمی رنگین .

فرهنگ فارسی

( حاجی میرزا ) نصرالله خان ناصرالسلطنه ( ف. تهران ۱۳۱۲ ه. ش ./۱۳۵۲ ه. ق . ) از رجال اواخر قاجاریه و اوایل دوره پهلوی .
نوعی ازپارچه ابریشمی، پارچه ابریشمی رنگین
( اسم ) ۱ - نوعی پارچه ابریشمین رنگین ۲ - دیدار زیبا روی صورت جمیل . یا دیبای پخته در پخته دیبایی که هیچ یک از تار و پودش خام نباشد .

دانشنامه عمومی

پارچه ی ابریشمی

زیرخاک اندرونت باید خفت

کنایه از روی زیبا و ماه شب چهارده

دیبا پارچه ای بوده که تا 3 قرن پیش در شهر شوشتر تولید می شده است این پارچه که از بافت خیلی نازکی بر خوردار بوده و گاهی نیز با الیافی از طلا برای دوخت لباس پادشاهان و تزئین خانه کعبه بکار می رفته است . این بافته به اعتقاد احمد اقتداری در کتاب دیار شهریاران باز مانده فعالیت رومیان در شهرهای شوشتر و دزفول بعد ...

گویش مازنی

پارچه ی ابریشمی

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: dibā) (= دیباه) (در قدیم) نوعی پارچه‌ی ابریشمی معمولاً رنگین .

اسم: دیبا (دختر) (فارسی) (تلفظ: dibā) (فارسی: ديبا) (انگلیسی: diba)
معنی: نام نوعی پارچه ابریشمی رنگین، ( = دیباه ) ( در قدیم ) نوعی پارچه ی ابریشمی معمولاً رنگین، نوعی پارچه ابریشمی معمولاً رنگین

مترادف و متضاد

ابریشمی، پرند، پرنیان، حریر، دیباج


کلمات مرتبط

  • دیبا باف
  • دیبا سلب
  • دیبا فروش
  • دیبا فشان
  • دیبا فشانی
  • دیبا پوش
  • دیبا پوشش
  • دیبا گری
  • دیبا زاهدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات