دیالکتیک. [ ل ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) لفظی که بطور کلی بمعنی بررسی نقادانه مطابقت یک عقیده یا رأی است با حقیقت و در اصطلاح فلسفه بمعنای مختلف به کار رفته است. اصلا دیالکتیک بمعنی فن استدلال و احتجاج بوسیله سؤال و جواب بوده است و ارسطو اختراع آن را به زنون الئائی نسبت داده است ، اگرچه این روش احتجاج مخصوصاً به سقراط نسبت داده میشود. افلاطون دیالکتیک را به دو معنی به کار برده است ، یکی فن تعریف و تمی...
فرهنگ عمید
روش جدل و محاورۀ منطقی برای رسیدن به حقیقت.
فرهنگ معین
(لِ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - روش بحث و مناظره . ۲ - بحث ، جدل .
دانشنامه آزاد فارسی
دیالکتیک (dialectic)در فلسفه و علوم اجتماعی، روند استدلال برای دستیابی به حقیقت و معرفت دربارۀ هر موضوع. برحسب دیدگاه های مختلف دربارۀ این روند، واژۀ دیالکتیک معانی مختلفی به خود می گیرد. مثلاً در روش سقراط دیالکتیک روند روشن کردن حقیقت است از طریق طرح پرسش هایی که هدف شان آشکارسازی معلومات ضمنی و نهفتۀ ما یا عریان کردن تناقضات و آشفتگی های موضع حریف است. اما در گفت وگوهای دورۀ میانی افلاطون این ا...
فرهنگ فارسی
علم منطق، جدل، مناظره، جدلی، طریقه مناظره
دانشنامه عمومی
دیالکتیک (به یونانی: διαλεκτική) (به فارسی: پیکار/ سگالش) به معنای مباحثه و مناظره است. دیالکتیک یکی از ابزارهای فلسفه و نظریه ای دربارهٔ سرشت منطق است. پیشینهٔ اندیشهٔ دیالکتیکی به یونان باستان و به طور مشخص به نظریات سقراط بازمی گردد.اول اینکه مقدماتی را که پیش از این در آغاز بحث پذیرفته بود، انکار کند.یا اینکه پاسخ خود را اصلاح کند.به بیان ساده، هر گاه، دو دیدگاه فلسفی در تضاد با همدیگر باشند، ...