Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیار

تلفظ بین المللی : /diˈɑr/ تلفظ :‌ [di'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • دَیّار
  • دیار بنی مرینا
  • دیار ثمود
  • دیار حجر
  • دیار مضر
  • دیار ربیعه
  • دِیار دیارى
  • دیار بکری
  • دیار زنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

دیار. (اِخ ) دهی است از دهستان رودبار بخش معلم کلایه شهرستان قزوین با 394 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

دیار. (ص ) پیدا. پدیدار. (بلهجه ٔ طبری ). (یادداشت مؤلف ).- دیار بودن ؛ (در لهجه ٔ قراء شمال طهران )، مشهوربودن . مرئی بودن . آشکار و هویدا بودن : درست بنشی...

فرهنگ عمید

دار۳#NAME?

۱. کس؛ کسی.
۲. [قدیمی] صاحب دیر.
۳. [قدیمی] ساکن دیر؛ دیرنشین.

۱. کس، کسی.
۲. [قدیمی] صاحب دیر.
۳. [قدیمی] ساکن دیر، دیرنشین.
= دار۳

فرهنگ معین

(دَ یّ) [ ع . ] (اِ.) کس ، کسی .

( ~.) [ ع . ] (ص .) دیرنشین ، ساکن دیر و صومعه .

[ ع . ] (اِ.) 1 - خانه ، محل ، مسکن . 2 - شهر، قبیله .

(دَ یّ ) [ ع . ] (اِ. ) کس ، کسی .
( ~. ) [ ع . ] (ص . ) دیرنشین ، ساکن دیر و صومعه .
[ ع . ] (اِ. ) ۱ - خانه ، محل ، مسکن . ۲ - شهر، قبیله .

فرهنگ فارسی

خانه ومحل ومسکن، شهروقبیله، دیار، ساکن دیر، دیرنشین، کسی وکس
( صفت اسم ) دیر نشین ساکن دیر و صومعه .
پدیدار . پیدا .

دانشنامه عمومی

ساکن صومعه

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: diyār) (عربی) (جمعِ دار) ، سرزمین ، کشور ، موطن ، زادگاه .

اسم: دیار (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: diyār) (فارسی: ديار) (انگلیسی: diyar)
معنی: سرزمین، کشور، زادگاه، ( جمعِ دار )، موطن

مترادف و متضاد

سامان

دیرنشین، صومعه‌نشین

احدی، شخص، فرد، کس، هیچکس

سرزمین، شهر، کشورملک، مدینه، مملکت

۱. احدی، شخص، فرد، کس، هیچکس
۲. دیرنشین، صومعهنشین

country (اسم)سامان، خاک، سرزمین، کشور، مملکت، دیار، ییلاق، مرز و بوم، دهات، بیرون شهرregion (اسم)طرف، سامان، فضا، ناحیه، منطقه، بخش، قلمرو، سرزمین، دیار، بوم، محوطه بسیار وسیع و بی انتهاland (اسم)زمین، بر، خاک، خشکی، سرزمین، د...

فرهنگ فارسی ساره

سامان

واژه نامه بختیاریکا

پیدا؛ در معرض دید
دیدار
سَر دِیار

کلمات مرتبط

  • دَیّار
  • دیار بنی مرینا
  • دیار ثمود
  • دیار حجر
  • دیار مضر
  • دیار ربیعه
  • دِیار دیارى
  • دیار بکری
  • دیار زنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات