معانی کلمه : دکور
فرهنگ عمید
۱. مجموعۀ وسایلی که به منظور زینت دادن جایی مورد استفاده قرار می گیرد.
۲. (تئاتر ) در نمایش، پرده بزرگی که فضای داخل خانه، ساختمان، منظره، و مانند آن ها را بر روی آن نقاشی می کنند و به منظور فضاسازی در صحنۀ نمایش قرار می دهند.
۳. [عامیانه، مجاز] آنچه تنها جنبۀ نمایشی و تزئینی دارد و به کار خاصی نمی آید.
۲. (تئاتر ) در نمایش، پرده بزرگی که فضای داخل خانه، ساختمان، منظره، و مانند آن ها را بر روی آن نقاشی می کنند و به منظور فضاسازی در صحنۀ نمایش قرار می دهند.
۳. [عامیانه، مجاز] آنچه تنها جنبۀ نمایشی و تزئینی دارد و به کار خاصی نمی آید.
فرهنگ معین
(دِ کُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - مجموعة اشیاء و اثاثیه در صحنة نمایش و مانند آن . ۲ - مجموعة وسایل و اثاثیة خانه .
فرهنگ فارسی
زینت، زیور، آذین، صورت ظاهر، پرده، منظره، آرایش
( اسم ) مجموعه ساختمان اشیائ اثاثه و عوامل دیگر تزیینی در صحنه نمایش و مانند آن .
( اسم ) مجموعه ساختمان اشیائ اثاثه و عوامل دیگر تزیینی در صحنه نمایش و مانند آن .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
decor (اسم)
ارایش، دکور
