معانی کلمه : دکمه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تُکمه#NAME?
فرهنگ فارسی
تکمه
قطعۀ کوچکی در انتهای سازهای زهی مانند ویلن که سیمها را به حالت کشیده نگه میدارد
دانشنامه عمومی
چیزی که بر روی لباس دوخته می شود
گویش مازنی
کلید
گویش دزفولی
کلید
گویش اصفهانی
تکیه ای: sedaf / dogma
طاری: dokma
طامه ای: dokma
طرقی: dogma
کشه ای: dokma
نطنزی: dokma
مترادف و متضاد
گره
کلید
تکمه، دگمه
۱. تکمه، دگمه
۲. کلید
۳. گره
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{button} [موسیقی] قطعۀ کوچکی در انتهای سازهای زهی مانند ویلن که سیم ها را به حالت کشیده نگه میدارد
