کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دژبراز | کلماتور
معانی کلمه : دژبراز
تلفظ بین المللی :
/dˌaʒabrˈɑz/
تلفظ :
[d,aZabR'Az]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دژبرام
دژپراز
روده دراز
الدابرا جزایر
زبان دراز
زبان دراز شدن
زبان دراز کردن
شبه دولفین پوزه دراز بلن ویل
صاحب عین دبران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
دژبراز. [ دُ ب َ ] ( ص مرکب ) ( از : دژ + براز، لغةً به معنی بدبرازنده ) زشت خوی. ( برهان ). درشت خوی و بی رحم و خونخوار. ( ناظم الاطباء ). بدخو. || خشم آلود و سهمگین. ( برهان ). خشمگین. ( ناظم الاطباء ). خشم آلود و غضبناک : پلنگ دژبرازی دید بر کوه که شیر چرخ گشت از کینش استوه.ابوشکور بلخی.یکی دژبرازیست پرخاشخرکز او هست شیر ژیان را حذر.ابوشکور بلخی.|| بدنما و نازیبا. ( برهان ). زشت. ( ناظم الاطباء...
فرهنگ عمید
۱. بدنما، نازیبا.
۲. زشت خو.
۳. خشم آلود: پلنگ دژ برازی دید در کوه / که شیر چرخ گشت از کینْشْ استوه (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۹۰ ).
۴. خام طمع.
فرهنگ معین
(دُ. بُ ) (ص مر. ) ۱ - بدنما، نازیبا. ۲ - زشت خو، خام طمع .
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) ۱ - بد نما نازیبا . ۲ - بد خوی زشت خوی . ۳ - خشم آلود غضبناک . ۴ - خام طمع طماع . ۵ - عیب جوی .
کلمات مرتبط
دژبرام
دژپراز
روده دراز
الدابرا جزایر
زبان دراز
زبان دراز شدن
زبان دراز کردن
شبه دولفین پوزه دراز بلن ویل
صاحب عین دبران
نظرات