دوگان. [ دُ ] ( ص نسبی ) ( از دو + گان ، که پسوند نسبت است و گاهی به صورت گانه آید ). دوتایی. ( یادداشت مؤلف ). دوتا و مضاعف. ( ناظم الاطباء ). مضاعفة؛ زره دوگان حلقه بافته. ( صراح اللغة ) : بخ بخ این زاهد دوگانه گزارکه دو گان سجده می کند یک بار.امیرخسرو ( از انجمن آرا ). || دوبدو. ( ناظم الاطباء ). دودو. دوتا دوتا. ( یادداشت مؤلف ) : و مردمان و لشکر و مهتران نیز یکان و دوگان به زینهار می آمدند....
فرهنگ عمید
۱. دو، دوتا، دوتایی، دوبه دو. ۲. دوبرابر.
فرهنگ فارسی
دو نوع دو جنس : [[ پس در آن کشتی از هر جانوری دو گان : نری و ماده ای ]] .
دانشنامه عمومی
دوگان، روستایی از توابع بخش عقدا شهرستان اردکان در استان یزد ایران است.این روستا در دهستان عقدا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱ نفر (۵خانوار) بوده است.wiki: مرجع و مقصد از هر مورفیزم بعلاوهٔ عوض کردن ترتیب ترکیب شدن دو مورفیزم، یک گزاره دوگان متناظر دربارهٔ دسته متقابلCop بدست می آید. دوگانگی، بدین ترتیب، ادعایی چنین است که صدق، تحت این عمل پایاست. به عبارت دیگر...