دوما. [ دَ وَ / دَ ]( ع اِ ) دریا و آن را داماء نیز گویند. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
[ روس . ] (اِ. )مجلس نمایندگان ملت در کشور روسیه .
دانشنامه آزاد فارسی
دوما (Duma)مجلسی انتخابی در روسیه تا پیش از ۱۹۱۷، که پس از انقلاب کوتاه مدت ۱۹۰۵ چهاربار تشکیل جلسه داد. با توجه به آن که دولت قادر به برآوردن تقاضاهای روبه رشد نبود، دوما تا حد زیادی ناتوان بود. پس از کناره گیری تزار نیکلای دوم، دوما تشکیل دولت موقت را هدایت کرد.wikijoo: دوما...
فرهنگ فارسی
شیمی دان فرانسوی ( و. آلس ۱۸٠٠ ف. ۱۸۸۴ م. ) وی وزن اتمی بسیاری از مواد را بدست آورده و درباره الکل آمیلیلک ( الکلی که از تخمیر نشاسته سیب زمینی و مشتقات آن بدست می آید ) بتحقیق پرداخته و از این راه به تتبع دربارفعل و انفعالات شیمیایی خدمت مهمی کرده و نیز قانون مربوط به تبدیل مواد بیکدیگر که زمینه فرضیه جدید اتمی است بوسیله او وضع شده . کتاب وی [[بحث شیمی مربوط به هنرها]] هنوز یکی از عالیترین بناها...
دانشنامه عمومی
(اراکی) دُوما، به معنی عقب، پشت سر.
دوما ممکن است به یکی از مواردِ زیر اشاره داشته باشد:دوما (روسیه)، نامِ مجلسِ روسیهٔ تزاریمنطقة دوما، از تقسیماتِ کشوری سوریه در استانِ ریف دمشقدوما، میسیسیپی، شهرکی در ایالتِ میسیسیپی کشور ایالات متحده آمریکادوما (تانسیلا)، شهری در شهرستانِ تانسیلا در استانِ بانوا در بورکینافاسوی غربیاندیس کوه دوما، یک اندیسِ فلزی در حوالیِ شهرِ رامشک استان کرمانwiki: جبیل...
گویش مازنی
دامی که در آب بندها و تالاب ها جهت صید پرندگان گذارند
/doomaa/ دامی که در آب بندها و تالاب ها جهت صید پرندگان گذارند