کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دور-چیزی-گشتن | کلماتور
معنی کلمه : دور چیزی گشتن
تلفظ بین المللی :
/dˈuːr tʃˈizi ɡˈaʃtan/
تلفظ :
[d'u:R tS'izi g'aStan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
در تاریکی پی چیزی گشتن
دروغ در چیزی گفتن
دور چیزی را گرفتن
دور چیزی پیچیدن
دور چیزی گردیدن
حاشیه چرمی دور چیزی
حلقه زدن دور چیزی
دور کسی یا چیزی را گرفتن
دور کسی یا چیزی را خط کشیدن یا قلم گرفتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
encircle
(فعل)
در برداشتن، احاطه کردن، دور گرفتن، دور چیزی گشتن، حلقه زدن
circuit
(فعل)
احاطه کردن، دور چیزی گشتن، در مداری سفر کردن
کلمات مرتبط
در تاریکی پی چیزی گشتن
دروغ در چیزی گفتن
دور چیزی را گرفتن
دور چیزی پیچیدن
دور چیزی گردیدن
حاشیه چرمی دور چیزی
حلقه زدن دور چیزی
دور کسی یا چیزی را گرفتن
دور کسی یا چیزی را خط کشیدن یا قلم گرفتن
نظرات