کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دور-افشاره | کلماتور
معانی کلمه : دور افشاره
تلفظ بین المللی :
/dˈuːr ˈaːfʃˈɑreː/
تلفظ :
[d'u:R 'a:fS'ARe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دورافشاره
فهرست جنگ افزارهای جنگ جهانی دوم
فهرست شورش ها در دوره افشاریه
نظام اداری دوره افشاریه
نقشه ایران در دوره افشاریه
اشاره با انگشت در دعا
اشاره در علوم قرانی
اسناد و مکاتبات تاریخی ایران دوره افشاریه
مکاتبات تاریخی ایران در دوره افشاریه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دورافشاره. [ اِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) دورافشارنده.که به فاصله بسیار پراند ( صفتی ایر را در انزال ):
زین سرابونی یک اندامی درشتی پردلی
مغکلاهی مغرویی دیرآب و دورافشاره ای.
سوزنی.
فرهنگ فارسی
دور افشارنده که به فاصله بسیار پراند.
کلمات مرتبط
دورافشاره
فهرست جنگ افزارهای جنگ جهانی دوم
فهرست شورش ها در دوره افشاریه
نظام اداری دوره افشاریه
نقشه ایران در دوره افشاریه
اشاره با انگشت در دعا
اشاره در علوم قرانی
اسناد و مکاتبات تاریخی ایران دوره افشاریه
مکاتبات تاریخی ایران در دوره افشاریه
نظرات