Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دور

تلفظ بین المللی : /dˈuːr/ تلفظ :‌ [d'u:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • دور اخر
  • دور از
  • دور از ساحل
  • دور از صلاح
  • دور از فهم
  • دور از محور
  • دور از مرز
  • دور از مرکز
  • دور از مکان اصلی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

دور. [ دَ رَ ] (ع اِ) اطراف و گرداگرد و دورادور. (ناظم الاطباء).

دور. (ع اِ) ج ِ دارة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به دارة شود.

دور. [ دَ ] (ع مص ) گردیدن چیزی و برگشتن بر آنجا که بود. (از اقرب الموارد). گردش کردن و گردیدن . (ناظم الاطباء). چرخیدن . گرد گردیدن . گشتن . (یادداشت مؤلف ). چر...

فرهنگ عمید

۱. چیزی که در دسترس ما نیست یا فاصلۀ بسیار (زمانی یا مکانی) دارد.
۲. راهی که پیمودن آن وقت زیادی می‌برد.
⟨ دور داشتن: (مصدر متعدی) [قدیمی]
۱. دور نگه‌داشتن؛ دور کردن.
۲. برحذر ساختن.

۱. گردیدن گرد چیزی؛ حرکت کردن و گردش کردن چیزی پیرامون چیز دیگر.۲. (اسم) [جمع: ادوار] گردش.۳. (اسم) گردش سال.۴. (اسم) عصر و زمان؛ روزگار.⟨ دور برداشتن: (مصدر لازم) سرعت گرفتن؛ سرعت پیدا ...

فرهنگ معین

[ په . ] (ص .) آن چه از ما فاصله ای زمانی یا مکانی دارد.

(دُ) [ ع . ] (اِمص .) 1 - گردش . 2 - حرکت دورانی چیزی . 3 - نوبت . 4 - پیرامون ، محیط . 5 - عصر، زمان .

[ په . ] (ص . ) آن چه از ما فاصله ای زمانی یا مکانی دارد.
(دُ ) [ ع . ] (اِمص . ) ۱ - گردش . ۲ - حرکت دورانی چیزی . ۳ - نوبت . ۴ - پیرامون ، محیط . ۵ - عصر، زمان .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:تسلسلwikijoo: دور دور (زمین شناسی). رجوع شود به:عصر (زمین شناسی)wikijoo: دور_(زمین_شناسی)...

فرهنگ فارسی

واحد زمین‌گاه‌شناختی که بزرگ‌تر از عصر و کوچک‌تر از دوره است

چیزی که دردستر نباشد، ازدور، بسیاردور، گردیدن گردچیزی، حرکت کردن وگردش کردن، روزگار۱ - ( مصدر ) بگردش در آوردن ( جام پیاله ) . ۲ - ( اسم ) گردش . ۳ - حرکت دورانی چیزی . ۴ - ( اسم ) پیرامون محیط اطراف . ۵ - عصر زمان دوره . ۶ - توقف دو امر است بر یکدیگر که نتیجه آن توقف شئ بر نفس است جمع ادوار . یا دور کسی گشتن قربان و صدقه کسی رفتن...

دانشنامه عمومی

مهجور

(لری، ممسنی)[دووَر/ duwar] دختر، فرزند مادینه.

دُوْر:(dowr) در گویش گنابادی یعنی شجاعت ، جسارت ، جرئت پیدا کردن

دور ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:دور (مجموعه کلاه قرمزی)دور (زمین شناسی)دور (چابهار)دور (کنارک)دور (بلژیک)دور (ترانه انریکه ایگلسیاس)دور (هندسه)دور شریwiki: استان سیستان و بلوچستان ایران است.این روستا در دهستان سند میرثویان قرار دارد و براساس سرشم...

گویش مازنی

گوهر در

۱اطراف – دور ۲گردش – پرسه زدن

/door/ گوهر در & اطراف – دور - گردش – پرسه زدن

گویش اصفهانی

تکیه ای: dür
طاری: dür
طامه ای: dür
طرقی: dür
کشه ای: dir
نطنزی: dur

مترادف و متضاد

گرد

بری

دیر

مهجور

منفصل

مستبعد

جدا، منفک

اطراف، پیرامون، محیط

چرخه، سیر، سیکل، گردش، مدار

بعید، پرت، متباعد ≠ قریب، نزدیک

دوره، زمان، عصر، عهد، موسم، نوبت

۱. چرخه، سیر، سیکل، گردش، مدار
۲. دوره، زمان، عصر، عهد، موسم، نوبت
۳. اطراف، پیرامون، محیط

۱. بعید، پرت، متباعد ۲. مستبعد ۳. جدا، منفک ۴. مهجور ۵. منفصل ۶. بری ۷...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] دَور بازگشت چیزی به جای نخست را گویند. عنوان یادشده به مناسبت در باب ضمان و حواله به کار رفته است.در ضمان و حواله، دور همچون ترامی صحیح است. بنابر این، می شود مضمون عنه ضمانت ضامن را برعهده گیرد؛ به عنوان مثال، فردی ضامن بدهکار شود و سپس بدهکار، ضامن او گردد و در نتیجه، بدهی ای که با ضمانت ضامن اوّل، به ذمّۀ او منتقل شده بود، با ضمانت بدهکار از او، دوباره به ذمّۀ مدیون برمی گردد، و یا د...

فرهنگ فارسی ساره

گرد

واژه نامه بختیاریکا

( دو رُ ) ( دو رو ) ؛ بلندا؛ قله؛ بلندترین جای؛ اوج
دِر؛ لِر؛ قِر؛ در و با؛ دَق؛ دِر؛ جَر؛ تَو؛ تُر گلو؛ با؛ پیت
وا دیر؛ هات

فرهنگستان زبان و ادب

{epoch} [زمین شناسی] واحد زمین گاه شناختی که بزرگ تر از عصر و کوچک تر از دوره است

کلمات مرتبط

  • دور اخر
  • دور از
  • دور از ساحل
  • دور از صلاح
  • دور از فهم
  • دور از محور
  • دور از مرز
  • دور از مرکز
  • دور از مکان اصلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات