کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دود-خورده | کلماتور
معانی کلمه : دود خورده
تلفظ بین المللی :
/dˈuːd xˈordeː/
تلفظ :
[d'u:d x'oRde:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دود چراغ خوردن
دود خورد
دود خوردن
جوش خورده دد
خوردگی اتشی ـ دودی
خرده دو
نه خود خورد نه کس دهد گنده کند به سگ دهد
برای لای جرز خوب بودن یا به درد لای جرز خوردن
به درد لای جرز خوردن یا برای لای جرز خوب بودن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دودخورده. [ خوَرْ / خُرْ دِ ] ( ن مف مرکب ) دودخورد. آنکه یا آنچه دود بدان خورده است. دودزده.
- دود چراغ خورده ؛ آنکه در تحصیل علم و کمال شبهای درازی را به مطالعه کتب گذرانده است. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
دود خورد . آنکه یا آنچه دود بدان خورده است .
کلمات مرتبط
دود چراغ خوردن
دود خورد
دود خوردن
جوش خورده دد
خوردگی اتشی ـ دودی
خرده دو
نه خود خورد نه کس دهد گنده کند به سگ دهد
برای لای جرز خوب بودن یا به درد لای جرز خوردن
به درد لای جرز خوردن یا برای لای جرز خوب بودن
نظرات