دوتایی. [ دُ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت دوتا. دوتاهی. احدیداب. کوژی. گوژی. انحناء. انحنا. خمی. بخمی. انعطاف. ( یادداشت مؤلف ). دولایی ( ناظم الاطباء ).چفتگی. چفتی. خمیدگی. ( یادداشت مؤلف ) : خبر دهد به سیاهی ز روی دشمن میرنشان دهد ز دوتایی به پشت حاسد شاه.رودکی.چو بینی رخ شاه خورشیدفش دوتایی برو دست کرده به کش.دقیقی.گشاد آن کیانی کمند از میان دوتایی بیامدچو شیر ژیان.فردوسی.- دوتایی کردن پشت ؛ خم...
دانشنامه آزاد فارسی
دوتایی (bivalent) در زیست شناسی، صفت زوج کروموزوم های همتا، طی تقسیم کاهشی (میوز). در شیمی، گاه برای توصیف عنصر یا گروهی از عناصر دو ظرفیتیبه کار می رود، هرچند اصطلاح دو ظرفیتیرایج تر است.
dualism (اسم)دوتایی، دویی، دو خداگرایی، دوتا پرستیdual (صفت)دو جنبه ای، دوتایی، همزاد، دولا، توام، دو واحدیdouble (صفت)دوتایی، دوتا، برابر، همزاد، دولاbigeminal (صفت)دوتایی، زوجیbinary (صفت)دوتایی، مضاعف، جفتیduplex (صفت)دوتایی، مضاعف، دولا، دولایی، دو رشته ای، دوسمتیdyadic (صفت)دوتایی...
فرهنگستان زبان و ادب
{binary} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] متشکل از دو جزء؛ مربوط به دستگاه عددنویسی در مبنای 2 که در آن از ارقام صفر و یک استفاده می شود؛ در مورد همۀ ابزارهایی که با دو حالت کار می کنند نیز به کار می رود [موسیقی] ← گروه دوتایی