دوبالا. [ دُ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) دوچند ومضاعف. ( غیاث ). دوبرابر و با لفظ رفتن و شدن و کردن و کشیدن و گشتن مستعمل است. ( آنندراج ) : یک طرف جام شراب و یک طرف روی نگارظرف ما کیف دوبالا برنتابد بیش از این.باقرکاشی ( از آنندراج ).بر بلبل از فراق گل و گلستان چه رفت بر من ز هجر دوست دوبالای آن رود.طالب آملی ( از آنندراج ).- دوبالا شدن ؛ دوبرابر شدن. ( از آنندراج ) : آرزوها در کهن سالی دوبالا می شودنع...