کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دوباره-برقرار-کردن | کلماتور
معنی کلمه : دوباره برقرار کردن
تلفظ بین المللی :
/dobˈɑreː barq1arˈɑr kˈardan/
تلفظ :
[dob'ARe: baRq1aR'AR k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دوباره برقرار یا تاسیس کردن
دوباره
دوباره!
دوباره اتاق را تزئین کرد
دوباره استفاده کردن
دوباره اطمینان دادن
دوباره اماده کار کردن
دوباره امتحان کردن
دوباره اموزش دادن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
reinstate
(فعل)
تثبیت کردن، دوباره برقرار کردن، دوباره گماشتن، از نو به مقام اولیه خود رساندن
redintegrate
(فعل)
تجدید کردن، دوباره درست کردن، دوباره برقرار کردن، دوباره یکی شدن
کلمات مرتبط
دوباره برقرار یا تاسیس کردن
دوباره
دوباره!
دوباره اتاق را تزئین کرد
دوباره استفاده کردن
دوباره اطمینان دادن
دوباره اماده کار کردن
دوباره امتحان کردن
دوباره اموزش دادن
نظرات