معانی کلمه : دو تا پشت
لغت نامه دهخدا
دوتاپشت. [ دُ پ ُ ] ( ص مرکب ) قد خمیده. پشت دوتاشده. که قامتی دوتو و خمیده دارد. دارای قد و بالای دوتاه و خمیده :
فلک هم دوتاپشت پیری است کاو را
عصا جز خط استوایی نیابی.نه بس شیرین شد این تلخ دوتاپشت
چه شیرین کز ترشرویی مرا کشت.رجوع به دوتا شود.
فلک هم دوتاپشت پیری است کاو را
عصا جز خط استوایی نیابی.نه بس شیرین شد این تلخ دوتاپشت
چه شیرین کز ترشرویی مرا کشت.رجوع به دوتا شود.
فرهنگ فارسی
قد خیمده پشت و تا شده .
