Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دو تا پشت

تلفظ بین المللی : /dˈo tɑː pˈoʃt/ تلفظ :‌ [d'o tA: p'oSt]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پشت دو تا
  • پشت دوتا کردن
  • دوتاپشت
  • دو تا
  • دو تا شونده
  • دو تا یکی کردن
  • دو تا شده
  • دو تا شدگی
  • دو تا برای جاده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دوتاپشت. [ دُ پ ُ ] ( ص مرکب ) قد خمیده. پشت دوتاشده. که قامتی دوتو و خمیده دارد. دارای قد و بالای دوتاه و خمیده :
فلک هم دوتاپشت پیری است کاو را
عصا جز خط استوایی نیابی.
خاقانی.
نه بس شیرین شد این تلخ دوتاپشت
چه شیرین کز ترشرویی مرا کشت.
نظامی.
رجوع به دوتا شود.

فرهنگ فارسی

قد خیمده پشت و تا شده .

کلمات مرتبط

  • پشت دو تا
  • پشت دوتا کردن
  • دوتاپشت
  • دو تا
  • دو تا شونده
  • دو تا یکی کردن
  • دو تا شده
  • دو تا شدگی
  • دو تا برای جاده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات