دوبدو. [ دُ ب ِ دُ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) من و او تنها. او و من تنها بی سومی. که تنها دو نفر با هم باشند. خلوت دونفری. ( از یادداشت مؤلف ). مقابله از دو کس به نوعی که ثالثی درآن نباشد. ( آنندراج ). دو تا با هم بدون سیوم. ( ناظم الاطباء ) : امیر مرا بخواند و خالی کرد دوبدو و گفت : این چه بود که ما کردیم. ( تاریخ بیهقی ).با دوست خلوت کن دوبدو آنچه گفته ایم یک یک بگوی و پاسخ آن را به ما رسان.خاقانی.د...
فرهنگ فارسی
۱ - فقط دو تن بدون شخص ثالث : [[ دو بدو نشستند و گفتگو کردند ]] . ۲ - دو تا دو تا [[ دو بدو وارد شدند ]] .