دهلوی . [ دِ ل َ ] (ص نسبی )منسوب و متعلق به شهر دهلو (دهلی ) (ناظم الاطباء).
دهلوی . [ دِ ل َ ] (اِخ ) امیرخسروبن سیف الدین محمود، شاعر پارسی گوی هند در قرن هفتم و اواخرقرن هشتم . رجوع به امیرخسرو در همین لغت نامه شود.
دهلوی . [ دِ ل َ ] (اِخ ) محمدحسین . او راست : رفعالالتباس عن بعض الناس . (از معجم المطبوعات مصر...
فرهنگ عمید
از مردم دهلی: امیرخسرو دهلوی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به دهلی ۱ - از مردم دهلی اهل دهلی . ۲ - مربوط به دهلی ساخت دهلی .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] دهلوی (ابهام زدایی). دهلوی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • صدرالدین خان آزرده دهلوی، آزُرْده دِهْلَوی، (یا کَشْمیری)، صدرالدّین خان، پسر لطف الله کشمیری (۱۲۰۴-۱۲۸۵ق/۱۷۹۰-۱۸۶۸م)، مفتی ، شاعر و نویسنده اردو• احمدالله خان دهلوی، از پزشکان و حکمای قرن دوازدهم و سیزدهم هجری ساکن شبه جزیره هندوستان• امیرخسرو دهلوی، امیر ناصرالدین ابوالحسن خسرو بن امیرسیف الدین محمود دهلوی از...