Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ده خانی

تلفظ بین المللی : /dˈah xˈɑni/ تلفظ :‌ [d'ah x'Ani]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • ده خان
  • ده خان محمد
  • ده سیاه خان
  • ده عباس خان
  • ده غلامحسین خان
  • ده قره خان
  • ده مهیم خان
  • ده نواسداﷲ خان
  • ده نور محمد خان
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

ده خانی. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در سه هزارگزی جنوب باختری ده دوست محمد. سکنه آن 750 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

دانشنامه عمومی

ده خانی، روستایی زیبا و با صفا از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.آب شُرب این روستا از چشمه سارهای بسیار کوچک اما دلنشین و گوارا واقع در همین روستا تأمین می گردد.آب و هوای این روستا معتدل و کوهستانی ، محصولات زراعی آن بیشتر گندم و جو ؛و محصولات باغی آن زردآلو، توت، انجیر، گلابی و قیصی است.wiki: ده خانی...

کلمات مرتبط

  • ده خان
  • ده خان محمد
  • ده سیاه خان
  • ده عباس خان
  • ده غلامحسین خان
  • ده قره خان
  • ده مهیم خان
  • ده نواسداﷲ خان
  • ده نور محمد خان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات