Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ده

تلفظ بین المللی : /dˈah/ تلفظ :‌ [d'ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • ده برابر
  • ده تا نوزده سالگی
  • ده رو
  • ده متر
  • ده هجایی
  • ده هزار
  • ده هزار متر
  • ده هزار متر مربع
  • ده وجه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ده . [ دَ هِن ْ ] (ع ص ) رجل دَه ، مرد زیرک . (منتهی الارب ). || تیزفهم . (منتهی الارب ).

ده . [ دِ ] (صوت ) به کسر دال و های مخفی کلمه ٔ تعجب و استفهام انکاری است : وه ! عجب ! چرا چنین کنی ؟! آیا راستی چنین است ؟؛ ده برو.ده زود باش . (یادداشت مؤلف ). رجوع به د [ دِ ] در همین لغت نامه و فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده شود....

فرهنگ عمید

عدد اصلی بعد از نه؛ ۱۰.

آبادی کوچک که دارای چند خانۀ روستایی باشد؛ روستا؛ دیه.

۱. = دادن
۲. دهنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): دادده، روزی‌ده، شیرده، فرمانده.
⟨ ده‌و‌دار: [قدیمی، مجاز] غوغا و هنگامۀ جنگ و پیکار.
⟨ ده‌و‌گیر: [قدیمی، مجاز] = ⟨ ده‌ودار: ◻︎ شه به ناز و نشاط شد مشغول / کز ده‌و‌گیر گشته بود ملول (نظامی۴: ۶۱۰).

آبادی کوچک که دارای چند خانۀ روست...

فرهنگ معین

(دِ) [ په . ] (اِ.) روستا، آبادی کوچک .

(دَ) [ په . ] (اِ.) عدد اصلی پس از نه .

(دِ ) [ په . ] (اِ. ) روستا، آبادی کوچک .
(دَ ) [ په . ] (اِ. ) عدد اصلی پس از نه .

فرهنگ فارسی

دیه، روستا، قریه، آبادی کوچک درخارج شهر
۱ - ( فعل ) امر از دادن . ۲ - ( اسم ) در ترکیب بمعنی دهنده آید : پناه ده شیر ده .
دهی است از دهستان مرکزی شهرستان سراوان .

دانشنامه عمومی

ده می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد.۱۰ (عدد): عدد «۱۰»؛ بعد از نهروستا: آبادی کوچک در خارج شهر که دارای چند خانه روستایی استده (آلبوم پرل جم)۱۰ (پیش از میلاد)دهه ۱۰ (میلادی)wiki: فیلم ده یک زن درون خودرویی نشسته است و در ده سکانس با پنج شخص گفتگوهایی انجام می دهد و نمایی از زندگی زن امروزی در ایران را نشان می دهد. در این فیلم شخصیت اصلی داستان با پسرش، خواهرش، یک عروس آینده، یک روسپی و زنی ک...

نقل قول

ده (فیلم ۱۳۸۰). ده فیلم ایرانی ساخته عباس کیارستمی محصول سال ۱۳۸۰ است.
•
wikiquote: ده_(فیلم_۱۳۸۰)

گویش مازنی

روستا

عدد دو

/de/ روستا & عدد دو

گویش اصفهانی

تکیه ای: deh
طاری: deh
طامه ای: deh
طرقی: deh
کشه ای: deh
نطنزی: deh

مترادف و متضاد

آبادی، دهات، دیه، رستاق، روستا، قریه، قصبه

village (اسم)
قصبه، دهکده، ده، روستا، قریه

ten ()
ده، شماره 10

واژه نامه بختیاریکا

بدهد. مثلاً نم گو خو ره ده به کی یعنی نمیدانم گفت میخواهد برود بدهد به کی
تو گَه؛؛ د یگه؛ گا بُنه؛ ده گولِه؛ تو گَه؛ بُنه گَه؛ بُنه؛ بُنه وار؛ مال؛ مال گِه؛ وارگه

کلمات مرتبط

  • ده برابر
  • ده تا نوزده سالگی
  • ده رو
  • ده متر
  • ده هجایی
  • ده هزار
  • ده هزار متر
  • ده هزار متر مربع
  • ده وجه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات