دنگل . [ دَ گ َ ] (ترکی ، اِ) روبرو نشستن در مجلس باشد، و بعضی گویند به این معنی ترکی است . (برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ). جلوس روبرو و زانوبه زانو. || گروه و جماعت . (ناظم الاطباء).
( ~.) [ تر. ] (اِ.) = دنکل : اجتماع ، گرد هم نشستن در مجلس .
(دَ گَ یا گِ) (ص .) 1 - احمق ، نادان . 2 - دیوث . 3 - بی اندام .
آلت نرینگی کودک
۱. احمق، دنگ، کانا، کودن، نادان
۲. بدقواره، بیهیکل، قناس