دندیدن. [ دَ دی دَ ] ( مص ) زمزمه کردن. ( دهار ) ( السامی فی الاسامی ). زیر لب بنرمی چیزی گفتن : زمزمه ؛دندیدن مجوس به زمان خوردن. ( یادداشت مؤلف ). در زیر لب آهسته و با خود حرف زدن باشد از روی قهر و غضب و جوشیدن از خشم ، و شیرازیان و خراسانیان لَندیدن گویند. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). سخن آهسته و زیر لب از روی خشم گفتن. لندیدن. ( از لغت محلی شوشتر ). از خشم جوشیدن. ( شرفنام...
فرهنگ عمید
۱. زیر لب و آهسته با خود حرف زدن. ۲. با خود حرف زدن از روی خشم و دل تنگی، غرغر کردن، لندیدن، لندلند کردن.
فرهنگ معین
(دَ دَ ) (مص ل . ) غرغر کردن ، زیر لب با خشم سخن گفتن .