دنبه . [ دُم ْ ب ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان برزرود بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان با 104 تن سکنه . آب آن از زاینده رود و چاه . راه آن اتومبیلرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10)....
فرهنگ عمید
عضوی از بدن گوسفند که در انتهای تنۀ او آویخته و به جای دم اوست و تمام آن چربی است، و روغن آن بیشتر و بهتر از پیه و چربی بدن گوسفند است.
فرهنگ معین
(دُ بِ ) (اِ. ) ۱ - دمبه ، جزیی از بدن گوسفند که به جای دم در انتهای خلفی تنة او آویخته و محتوی چربی است . ۲ - پیه ، چربی . ، ~گذار کردن نوعی رَمل و جادو برای از میان برداشتن یا آسیب رساندن به کسی . با دُنبه آدمکی درست می کردند و با نیت آسیب رساندن به آن
(دُ بِ) (اِ.) 1 - دمبه ، جزیی از بدن گوسفند که به جای دم در انتهای خلفی تنة او آویخته و محتوی چربی است . 2 - پیه ، چ...
فرهنگ فارسی
عضوی ازبدن گوسفنددرانتهای تنه او آویخته وچرب ( اسم ) ۱ - جزوی از بدن گوسفند که بجای دم در انتهای خلفی تنه او آویخته و محتوی چربی است . ۲ - پیه چربی . کوتاه بالا .
دانشنامه عمومی
دنبه یا دُمبه، بخشی از بدن گوسفند است که به جای دم در انتهای پشتی تن حیوان آویخته شده و متشکل از چربی است. همه گوسفندان دنبه ندارند. دنبه را هم کباب می کنند و هم از آن روغن می گیرند. دنبه vajehyab.com