دنباله دار. [ دُم ْ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) دم دار. ( ناظم الاطباء ). دارای دنبال. هر چیز که دارای دم باشد. هر چیز که دنبال و ذیل و زایده دارد.- چشم دنباله دار ؛ چشم سرمه کشیده ای که سیاهی سرمه از گوشه بیرونی آن تجاوز کرده باشد. ( ناظم الاطباء ).- ستاره دنباله دار ؛ ذوذنب. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت مؤلف ). ستاره ای است که دارای دم درازاست. ذو ذنب. رجوع به ذوذنب و دنباله داران شود. || ( ص مرکب ) ...
فرهنگ عمید
۱. دارای دنباله، آنچه دارای دم دراز باشد. ۲. آنچه دنباله و بقیه داشته باشد.
فرهنگ معین
( ~. ) (ص فا. ) ۱ - هر چیز که دنباله و بقیه داشته باشد. ۲ - هر چیز که دارای دم باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
دنباله دار (comet)جسم یخی کوچکی که معمولاً در مسیر بیضی شکل کشیده ای بر گرد خورشید در گردش است، و فراتر از سیّارۀ پلوتو می رود. هر دنباله دار، هسته ای مرکزی به پهنای چند کیلومتر دارد که بیشتر آمیزه ای از یخ و غبار است. با نزدیک شدن دنباله دار به خورشید، هسته که متشکل از یخ و گاز است گرم می شود و گاز و غبار آزاد شده گیسویی تشکیل می دهند که پهنای آن به ۱۰۰هزار کیلومتر می رسد. گاز و غبار در پی گیسو ر...
فرهنگ فارسی
← ستارۀ دنبالهدار
( صفت ) ۱ - هر چیز که دارای دم باشد . ۲ - هر چیز که دنباله و بقیه داشته باشد : داستان دنباله دار . یا ستاره دنباله دار ستارهای که دارای دم درازیست ذوذنب .
دانشنامه عمومی
دنباله دار یک گلولهٔ برفی کیهانی است که از گازهای منجمد، سنگ و گرد و غبار ساخته شده و تقریباً به اندازهٔ یک شهر کوچک است. ساختار دنباله دار شامل سه بخش هسته، گیسو و دم است. هسته بخش مرکزی آن است و از گرد و غبار و گاز و یخ ساخته شده است. وقتی که دنباله دار نزدیک خورشید می شود، یخ های موجود در هستهٔ آن تبخیر می شود و تبدیل به ابر بزرگی پیرامون دنباله دار می شود که گیسو نام دارد. نیروی مغناطیسی بسیار...