کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دمندان | کلماتور
معانی کلمه : دمندان
تلفظ بین المللی :
/damˈandɑn/
تلفظ :
[dam'andAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پریسا دمندان
ذرت دندان اسبی
رانش دندانه ای
راه آهن دندانه ای
رویش دندان
ریز دندانه ای
ریشه دندان پزشک
ریشه دندان پزشکی
ریل دندانه ای
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
دمندان .[ دَ م َ ] (اِ) دوزخ . (از برهان ) (ناظم الاطباء) (ازآنندراج ) (فرهنگ جهانگیری ) (انجمن آرا) : درخت بارور در کشتمندان چو بنشانند رستند از دمندان . زراتشت بهرام (از آنندراج ).هر آن کو کند جرم مجرم درسته کند فضل حق از دمندانْش رسته . رضی الدین لالای قزوینی . || آتش . (برهان ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (انجمن آرا) (فرهنگ جهانگیری ) : گردد اَز خشم تو چوزهر طبرزدگردد اَز لطف تو چو آب دمندان ...
فرهنگ عمید
دوزخ، جهنم، آتش.
فرهنگ فارسی
دوزخ، جهنم، آتش
دوزخ .
کلمات مرتبط
پریسا دمندان
ذرت دندان اسبی
رانش دندانه ای
راه آهن دندانه ای
رویش دندان
ریز دندانه ای
ریشه دندان پزشک
ریشه دندان پزشکی
ریل دندانه ای
نظرات