دمسازی. [ دَ ] ( حامص مرکب ) موافقت و همدمی و همراهی. ( ناظم الاطباء ). موافقت. ( شرفنامه منیری ). هم آهنگی. سازگاری. سازواری. ( یادداشت مؤلف ) : توقع آن است که به وجه دمسازی و بنده نوازی قدم رنجه کنی. ( سندبادنامه ص 103 ).خسبم امشب ز راه دمسازی تا نبینم خیال شب بازی.نظامی.من کمر بسته ام به دمسازی از تو تیغ و ز من سراندازی.نظامی.وآن شکر لب ز روی دمسازی بازگفتی نکرد ازآن بازی.نظامی.- دمسازی در کار...