دمام. [ دِ ] ( ع اِ ) دارویی که بر چشم خانه و پشت و بر پیشانی کودک مالند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). دارو که بر پشت چشم مالند. ( یادداشت مؤلف ). || غازه ای که زنان بر روی مالند. ( ناظم الاطباء ). || هر چیزی که طلاکرده شود. || ابر بی آب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || ج ِ دمیم و دمیمة. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آ...
دانشنامه آزاد فارسی
دَمّامشهر و بندری بر کرانۀ جنوب غربی خلیج فارس، در شمال غربی جزیرۀ بحرین با ۳۵۰هزار نفر جمعیت (۱۹۹۱). مرکز منطقۀ شرقی عربستان سعودی است. دمّام آخرین ایستگاه خط آهن ریاض است. میدان نفتی بزرگی در نزدیکی این بندر و یک کارخانۀ سیمان در داخل آن قرار دارد. این شهر تا ۱۳۵۷ق/۱۹۳۸ دهکدۀ ساحلی فقیر و کوچکی بود که با کشف و استخراج نفت توسط شرکت امریکایی استاندارد اویل کالیفرنیا و دولت عربستان (شرکت کنونی نفت...
فرهنگ فارسی
طلایه که بر چشم خانه و پشت و بر پیشانی کودک مالند .
دانشنامه عمومی
دمام ممکن است به یکی از موارد زیر اطلاق شود:دمام (ابزار موسیقی)، یک نوع ساز کوبه ای ایرانی رایج در جنوب ایران بویژه بوشهرشهر دمام (شهر)، شهری بندری در کشور عربستان سعودی و مرکز استان شرقیwiki: شبه جزیره عربستان است. این شهر مرکز استان شرقی است و یکی از مهمترین شهرهای عربستان سعودی در کنار خلیج فارس و از مهمترین بنادر این کشور است. این شهر یکی از غنی ترین مناطق نفت خیز جهان است. بعضی از ادارات مهم ...