دلفریبی. [ دِ ف َ] ( حامص مرکب ) دلفریب بودن. فریبندگی دل. دل آرایی. حالت و چگونگی دلفریب. دل آرایی. زیبائی : سوی ما نامه کرد و ما را خواندفصلهایی به دلفریبی راند.نظامی.آورده مرا به دلفریبی واداده بدست ناشکیبی.نظامی.بدین دلفریبی سخنهای بکربسختی توان زادن از راه فکر.نظامی.خون هزار وامق خوردی به دلفریبی دست از هزار عذرا بردی به دلستانی.سعدی....