دلربای. [ دِ رُ ] ( نف مرکب ) دل ربا. دلرباینده. رباینده دل. که دلها رباید. مطلوب. که عاشق سازد. که شیفته کند. با حالتی ازطنازی و کشی و زبیایی که دل را بریاید : تو سرو جوبیاری تو لاله بهاری تو یار غمگساری تو حور دلربایی.فرخی.شاه اندرین سرای نشسته به صدر ملک وز هر دو سوی او همه ترکان دلربای.فرخی.ای یار دلربا هلا خیز و می بیارمی ده مرا و گیر یکی تنگ در کنار.منوچهری.کنیزان یکی خیل پیشش بپای پری فش هم...
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - کسی یا چیزی که دل شخص را بخود جلب کند . ۲ - معشوق محبوب .
فرهنگ اسم ها
اسم: دلربای (دختر) (فارسی) (تلفظ: del robay) (فارسی: دلربای) (انگلیسی: delrobay) معنی: زیبا، جذاب، معشوق، محبوب، نام نوعی عتیق که دارای دانه های ریز براق است