دفتردار. [ دَ ت َ ] ( نف مرکب ) دارنده دفتر. صاحب دفتر. دفتردارنده. || حافظ و نگهبان دفتر. || آنکه شغلش ثبت نامه ها در دفتر است. ( فرهنگ فارسی معین ). || خزانه دار. ( ناظم الاطباء ) : توأمان او را دفتردار و کمربند کمترین. ( ترجمه محاسن اصفهان آوی ص 31 ). || مواظب مالیات. || محاسب. ( ناظم الاطباء ). حسابدار. || کسی که دفترهای حساب را به دستور حسابداری می نویسد. ( لغات فرهنگستان ). نویسنده دفاتر حس...
فرهنگ عمید
کسی که کارش نوشتن حساب ها یا ثبت نامه ها در دفتر است.
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (اِ. ) ۱ - کسی که مسئول نوشتن و تنظیم و نگه داری دفترهای یک مؤسسه است . ۲ - مدیر یا صاحب دفترخانه .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه شغلش ثبت نامه ها در دفتر است . ۲ - خزانه دار . ۳ - مواظب مالیات . ۴ - رئیس اداره دفتر . ۵ - محاسب حسابدار . ۶ - کسی که دفترهای حساب را به دستور حسابداری مینویسد . ۷ - صاحب دفتر خانه .