دفاتر. [ دَ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ دفتر. ( اقرب الموارد ) ( دهار ). دفترها. کتابچه ها. نامه ها. روزنامه ها. طومارها. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دفتر شود : سپیدرویم چون روز تا به مدحت توسیاه کردم چون شب دفاتر و الواح.مسعودسعد.هر یک از یوزباشیان در دور حرم محترم عمارتی و دستگاهی و تیول و مواجب معینی خود و توابین ایشان ، بنحوی که از سررشته دفاتر معلوم میگردد، داشتند. ( تذکرة الملوک چ دبیرسیاقی ص 19 ). ارق...
فرهنگ عمید
دفتر#NAME?
= دفتر
فرهنگ معین
(دَ تِ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ دفتر.
فرهنگ فارسی
جمع دفتر( اسم ) ۱ - عده اوراقی که بهم پیوسته و در جلدی جای داده شده و در آن مطالب مختلف نظم نثر یا محاسبات را نویسند جزوه . ۲ - کتاب . ۳ - طومار . ۴ - روزنامه . ۵ - جایی که دبیران و منشیان در آنجا بکار دفتر نویسی میپردازند . کابینه : دفتر وزارتی دفتر پست . جمع دفاتر . یا دفتر اخلاق کتاب اخلاق یا دفتر ارسال مراسلات دفتر رسید . یا دفتر استیفا دیوان استیفائ . یا دفتر بازرگانی دفتری که تاجر معاملات خو...