Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دغل

تلفظ بین المللی : /dˈaq1al/ تلفظ :‌ [d'aq1al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • دغل زنی
  • دغل وار
  • دغل کار
  • دغل کاری
  • دغل پغل
  • دغل باختن
  • دغل دار
  • دغل داری
  • دغل درای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

دغل . [ دَ غ ِ ] (ع ص ) مکان دغل ؛ جای درخت ناک یا جای پنهان و مخوف . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

دغل . [ دَ ] (ع مص ) دو دل درآمدن در چیزی . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). داخل شدن با شک و تردید. (از اقرب الموارد).

دغل .[ دَ غ َ ] (ع اِ) قمار. (منتهی الارب ). || تباهی . (منتهی الارب ). عیب و فساد. (دهار)....

فرهنگ عمید

۱. نادرست، حیله گر، مکار.
۲. کسی که چیزی را برای گمراه ساختن خریدار تغییر صورت بدهد.
۳. [قدیمی] سیم و زر قلب و ناسره: تا چه خواهی خریدن ای مغرور / روز درماندگی به سیم دغل (سعدی: ۸۹ ).
۴. (اسم ) حیله، مکر.

فرهنگ معین

( ~.) [ ع . ] (ص .) مزور، حیله گر.

(دَ غَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - تغییر دادن چیزی برای گمراه ساختن خریدار. 2 - مکر و حیله .

(دَ غَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - تغییر دادن چیزی برای گمراه ساختن خریدار. ۲ - مکر و حیله .
( ~. ) [ ع . ] (ص . ) مزور، حیله گر.

فرهنگ فارسی

ناراست، مکار، سیم وزرقلب وناسره( اسم ) ۱ - عمل تغییر دادن متاعی برای گمراه کردن خریدار . ۲ - تباهی فساد نادرستی . ۳ - جای خوف و هلاک . ۴ - کینه پوشیده . ۵ - مکر حیله . ۶ - ( صفت ) کسی که ناراستی کند مزور حیله گر . ۷ - کسی که چیزی را برای گمراهی خریداری تغییر دهد . ۸ - سیم ناسره زر قلب پول تقلبی . ۹ - جیب بر . ۱٠ - کدون . ۱۱ - تنبل . یا دغل خاکدان ۱ - دنیا عالم سفلی . ۲ - قالب آدمی کالبد انسان .مکا...

دانشنامه عمومی

تباهی.

خیانت دورویی

مترادف و متضاد

قلب، ناسره

بدعمل، جلب، حقه‌باز، حیله‌گر، خائن، دغا، دغلکار، دوال‌باز، شید، قلاش، محیل، مزور، مکار، ناراست ≠ درستکار

۱. بدعمل، جلب، حقهباز، حیلهگر، خائن، دغا، دغلکار، دوالباز، شید، قلاش، محیل، مزور، مکار، ناراست
۲. قلب، ناسره ≠ درستکار

limmer (اسم)ناقلا، دغل، زن هرزه، کلاش، زن سبک سر، ادم رذل، زن جلف، بچه بد ذات یا شیطانdishonest (صفت)متقلب، نا درست، دغل، بی شرف، بی همه چیز،...

واژه نامه بختیاریکا

نا راست

کلمات مرتبط

  • دغل زنی
  • دغل وار
  • دغل کار
  • دغل کاری
  • دغل پغل
  • دغل باختن
  • دغل دار
  • دغل داری
  • دغل درای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات