دغا. [ دَ ] ( ص ) مردم ناراست و دغل و عیب دار و حرامزاده. ( برهان ). مجازاً، فریبنده و مردم ناراست. و در اغلب معانی با دغل مترادف است و با لفظ خوردن و کردن مستعمل است. ( از آنندراج ). ناراست. ( شرفنامه منیری ). دغل و ناراست. ( صحاح الفرس ). مکار. جلب : نبود چاره حسودان دغا را ز حسدحسد آن است که هرگز نپذیرد درمان.فرخی.هر چه به عالم دغا و مسخره بوده ست از حد فرغانه تا به غزنی و قزدار.نجیبی.منه دل ای...
فرهنگ عمید
۱. مکار، دغل. ۲. ویژگی سیم و زر قلب و ناسره. ۳. (اسم ) مکر، فریب: کس نداند مکرِِ او اِلا خدا / در خدا بگریز و وارَه زآن دغا (مولوی: ۸۶۶ ).
فرهنگ معین
(دَ ) (ص . ) ۱ - ناراست ، نادرست . ۲ - سیم و زر ناخالص . ۳ - دغل .
فرهنگ فارسی
حرامزاده
ناراست، نادرست، دغل، سیم وزرقلب ناسره ( صفت ) ۱ - ناراست نادرست دغل معیوب . ۲ - حرامزاده . ۳ - سیم ناسره زرقلب پول تقلبی . ۴ - ( اسم ) غدر مکر فریب . ۵ - لای و دردی هر چیز . ۶ - خس و خاشاک .