دعوی . [ دُع ْ وی ی ] (ع ص نسبی ) نسبت است به دَعوة. || (اِ) ما بالدار (یا بالمکان ) دعوی ؛ یعنی نیست در خانه کسی ، و استعمال آن فقط در نفی است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
دعوی .[ دَع ْ وا ] (ع مص ) مصدر دُعاء است در تمام معانی . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به دعاء (در معنی مصدری ) شود. خواندن . خواستن : فما کان دعواهم اًذ جأهم با...
فرهنگ عمید
۱. ادعای علمی یا هنری. ۲. ادعا کردن. ۳. ادعا. ۴. [قدیمی] خواستن. ۵. (حقوق، فقه ) دادخواهی. ۶. نزاع. ۷. [جمع: دعاوی] خواهانی. ۸. [قدیمی] کسی را خواندن.
فرهنگ معین
(دَ ) [ ع . ] (مص م . ) ادعا کردن ، خواستن .
دانشنامه آزاد فارسی
(به معنای اعم، هرگونه منازعه دربارۀ یک حق معیّن) در معنای حقوقی، ادعایی که نزد دادگاه یا سایر مراجع صالح، مانند دیوان عدالت اداری، مطرح شده باشد. در این معنا، دعوی عملی است تشریفاتی که به منظور تثبیت حقی که مورد انکار یا تجاوز قرار گرفته انجام می شود. بنابراین، صرف ابراز یا مطالعۀ حق، درواقع ادعاست. در صورتی که ادعا مورد انکار طرف مقابل قرار گیرد یا مورد تجاوز یا تضییع واقع شود، به اختلاف یا منازع...
فرهنگ فارسی
خواستن، خواندن کسی را، ادعاکردن، خواهانی ۱ - ( مصدر ) ادعا کردن چیزی را بخود بستن . ۲ - خواستن . ۳ - ( اسم ) ادعائ . ۴ - نزاع ستیزه پرخاش : [[ دعوای عجیبی اتفاق افتاد ]] . ۵ - دادخواهی تظلم داوری : [[ دعوی به قاضی بردند ]] جمع دعاوی . نسبت است به دعوه .
[ویکی فقه] دعوی، از اصطلاحات علم منطق بوده و به قضیه مورد اختلاف و محل اثبات و ابطال در جدل می باشد.قضیه مورد کاربرد در صناعت جدل، به اعتبارات مختلف، عناوین متفاوتی همچون: دعوی، وضع، مسئله و مقدمه پیدا می کند.← قضیه در صنعت جدل ۱. ↑ طوسی، نصیرالدین، اساس الاقتباس، ص۴۵۱-۴۵۲. پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «دعوی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۰/۲۶. ...wikifeqh: دعوی...