دعوا کردن. [ دَع ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول ، سخنان درشت گفتن. پرخاش کردن. سرزنش کردن. رجوع به دعوا شود. || نزاع کردن. ستیزه کردن. چاقو و کارد و چماق کشیدن و حریفان را زدن. این اصطلاح بین جاهلان و مشدیها و زورخانه کاران رواج دارد و کسی که در این کار دستی داشته باشد او را «دعوایی » و «دعواکن » و نزاعهای اسمی ومشهور او را «دعوا» نامند. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
فرهنگ فارسی
در تداول عوام سخنان درشت گفتن .
مترادف و متضاد
oppugn(فعل)
مخالفت کردن با، دعوا کردن، بمبارزه طلبیدن، مورد بحی قراردادن، مبارزه کردن با
callet(فعل)
دعوا کردن
واژه نامه بختیاریکا
پیرِستِن ستیزه کشیدِن؛ به کپکیر یکدی زِیدِن؛ گیردار آویدِن؛ گیرکردن به یک